آبان رو ببینیم یا نه؟!

سریال آبان رو ببینیم یا نه؟

3 فروردین 1404
۰ 98 بازدید

سریال آبان رو ببینیم یا نه؟ توی این برنامه در موردش تصمیم گیری میکنیم. سلام سلام چطورین؟ احسان منصوری هستم و همزمان با انتشار قسمت پنجم سریال آبان پخش از پلتفرم شیدا میگم که در لیست ببینیم یا نبینیم. شما هم لطفا توی کامنت ها بنویسید. من یه کامنت پین میکنم همون ابتدا که میگم آبان در لیست رو ببینیم یا نبینیم ها. لطفا شما هم ریپلای بزنید که اگر کسی ویدیو رو میبینه از برآیند صحبتای من و نظرات شما بتونه به یه تصمیم خوب و دقیقی برسه. من یه لینک توی دیسکریپشن گذاشتم که مربوط به سایت هاست. اگه میخواین سر و سامان بدید به کارای مالیتون و نیاز به یک نرم افزار حسابداری دارید توصیه میکنم خیلی هم راحت میشه حسابها رو توصیه کرد. به این علت که تا ۱۰ روز به شما این امکان رو میده که رایگان ازش استفاده کنید و اگر خوشتون نیومد که هیچی اگر خوشتون اومد توی اون اشتراک بگیرید. ایشالله به پای هم پیر بشید بریم سراغ آبان. احساس میکنم که بعد از این چند سالی که دارم سریال های نمایش خانگی رو بصورت دقیق میبینم و نظر میدم دیگه شاخک هام تیز شده و میتونم با تماشای قسمت اول پیش بینی نسبتا درستی بکنم درباره آینده سریال که از نظر کیفی چگونه خواهد بود. من توی بررسی قسمت اول سریال آبان عرض کردم که به نظرم شروع خوبی نداشت. سکانس افتتاحیه خوبی نداشت، تیتراژ خوبی نداشت. از نظر تکنیکی مشکلاتی باهاش داشتم و یکدست نبود. بعضی سکانس ها بهتر اجرا شدن، بعضی سکانس ها ضعیف تر و پایانش هم واقعا شبیه یه شوخی بود. یعنی با خودم گفتم که امیدوارم در قسمت دوم ببینیم که آقای ثابت با آبان شوخی کرده یا خواسته امتحانش کنی یا چیزی شبیه این. و قضیه جدی نباشه که متاسفانه جدی بود. اصلی ترین مشکل من با سریال آبان اینه که کسلم میکنه. اساسا یه موقعیتی رو تعریف میکنه که برام مهم نیست. برام مهم نیست. درخواست ثابت آبان این که زندانه. برام مهم نیست. غم شوهرش رو نمیخورم با وجود این که خیلی مظلومه دلهره بچه اش رو ندارم و عملا این شخصیت منفی که دست شخصیت مثبت قصه رو گرفته با ماشین می بره تو خونه اش و درب بسته میشه. هرچقدر این ولوم موسیقی بیاد بالا و حجمش زیاد باشه بازم عین خیالم نیست و انگار اتفاقی در حال رخ دادن نیست. چرا؟ یکیش به این علت که سریال برام نوسان فکری ایجاد می کنه. اگه این خط مستقیم خط آرامش ذهنی برآمده از منطق و تجربه زیستی و فهمم نسبت به جهان و دنیای اثره، آبان این رو هم دچار خدشه می کنه. توی خیلی از آثار توضیح میدم منظورم چیه. ما می بینیم یه سری اتفاقات غیرمنطقی میفته، به خوبی هاش می شیم، خودمون دلایلی می تراشیم برامون منطقی جلوه کنه. ولی وقتی تعداد اتفاقات غیرمنطقی زیاد میشه انقدر بیرون نگه می داره که دیگه دلمون نمیخواد. انگار منطقی هم براش پیدا بکنیم. دیگه من سرباز سریال او عاملی برای سرگرم کردن من یا به فکر فرو بردن من نیست. من همه‌اش دارم می‌دوم دنبالش. چند تا مثال بزنیم. می‌گویند نابغه است و نشان می‌دهد که نابغه است ولی فقط ازش اشک و داد و چشم بغل کردن و تهدید دیدیم. میگه بیا شب پا میشه میره. خب صبح میرفتی. حالا بعضیا گفتن شما در جامعه مردسالاری هستید که زن در محیط کار مجبوره یه سری کارهایی انجام بده که نمی خواد و جای زن نیستی و عملا یک شخصی رو دیدی که توی جمع رفتارش متجاوز و تعرض گون بوده. چطور جرات می‌کنی شب بری اونجا و ممکنه بهت تجاوز کنن؟ شوهرت رو ببر شرایط ایمن ایجاد کن. تو باهوشی دیگه. برو اصلا یه کاری بکن که اتفاقی برات یارو مزاحمش میشه و سوییچش رو برمیداره. بعد میاد میگه این یعنی باهوشه. آبان میگن اینی که کشتیم رو میندازیم گردنت. امیر هم قبول میکنه این ترسوئه ولی بی مغز نیست که می فهمه که هیچ دوربینی ثبت نکرده. این لحظه رو که با چاقو این رو زده. بعد ترسوئه. عقل داره میتونه بره پیش پلیس و مطرح کنه حتی شرایط رو تلطیف کنه اینها رو تهدید کنه. چرا خودش رو داخل این موقعیت قرار میده؟ میپذیره. نقشه‌ای که براش کشیدن که دقیق نیست واقعا و میشه بهش ایراد گرفت رو میپذیره. برمیداره بیل دستش میده میگه جسد رو خاک کن اینم فیلمم ازش میگیره. می‌پذیره چی کار داری میکنی؟ یعنی فیلمنامه همه رو منفعل کرده؟ آبان نابغه. هیچ ذکاوتی نداره. امیر ترسو بی عقل هم هست. همه ضعیفن و همه منفعل هستن تا ثابت بتونه پیش بره. فرض کن یه گیمه که توی حالت ایزی گذاشتنش تا بتونه راحت مراحل رو رد کنه و بره جلو. یکی دیگه از دلایلی که باعث میشه کسل کننده باشه برام لحظه ساخته نمیشه. آبان. دستشو میاره جلو میگه امیر من یه تار مو ازت کم شه میمیرم. باورم نمیشه این لحظه از نظر حسی من رو درگیر نمیکنه. این میگه تو داداشمی. طرف یکی از مهم ترین لحظات زندگیشه. الان باید شوکه باشه. الان باید تو یه سطح دیگه باشه. خیلی زود به خودش میاد میگه پس من داداشتم داشتی از من حملی میکشیدی. من هیچی از تو نمیخوام جز. و دقیقا اون لحظه ای در مورد پدر بی پدر و مادر بودنش حرف میزنه که پاش روی قبر پدرش میگه تو همچین بی پدر مادر نیستی پات رو قبر باباته. اینا چیدمان کارگردان و نویسنده ست. سریال باید ذهن و حس رو درگیر کنه. من نباید تلاش کنم این اتفاق بیفته ولی وقتی تلاشم میکنم نه ذهنم رو درگیر میکنه نه حسم رو. یک بخش مهمی در تماشا هست تصمیم ناخودآگاه. یعنی وقتی داریم میبینیم ناخودآگاهمون در درجه اول که سطحی ترین و اولیه و ابتدایی ترین مورده ناخودآگاهمون بخواد اون رو ببینه. خب آبان برای ناخودآگاه من در این مرحله شکست میخوره و در مرحله بعد که تماشای آگاهانه هست هم شکست میخوره. خب این لحظه، این حس، این چیزی که تو داری میگی چگونه اتفاق میفته؟ واقعا جز به جز با مسائل مختلف و ابزارهای متفاوتی که در دست فیلمساز از بیس فیلمنامه دیالوگ بعد میاد اندازه قاب مهم میشه، طول نما مهم میشه، زاویه دوربین، لحن بازیگر، نوع استفاده از بدنش و بیانش. موسیقی روند همه اینهاست که کلیت تاثیرگذار میسازه. شباهت هایی داره. آبان به شهرزاد قباد زن دزد اون قصه رو هم آوردن. اینجا هم دارن یه کلیت شباهت داره. من احساس میکنم آبان خیلی سریال ترکی طوره. شاید بگی شهرزاد هم یه همچین بن مایه هایی میتونست داشته باشه. اوکی شهرزاد لحظه رو میساخت با همین ابزارهایی که گفتم از فیلمنامه تا اجرا. ضمن اینکه موضوعات موازی انگار وصله پینه شدن. نه این رابطه مهمه برام. نه برام مهمه که چگونه میخواد وصل شه به قصه اصلی که حتما وصل میشه ولی مهم نیست. همون موردی که گریبانگیر بیشتر سریال های نمایش خانگی شده عدم انسجام پلان ها. سکانس ها انگار به هم بی ربط هستن. یک حس کلی و منسجم نمیتونن تولید کنن. درون مایه سریال خیلی دستمالی شده است. مسئله ناموس و ناموس دزدی و رگ غیرت و. فقط نیتش نشونش میده. زن طرف رو دارن میبرن ماشین میره در بسته میشه موزیک میاد بالا. این کارا چیه؟ یه جمع بندی کنیم و بگیم که آبان در لیست رو ببینیم یا نبینیم. من احتمالا آبان قراره که در نهایت طی یک حرکت تیزهوشانه. برآمده از ذهن نابغه اش. نسخه ثابت رو بپیچ و یه کاری بکن در راستای حمایت از خانواده اش و ماجرا را به یک نوعی به هر حال جمع کنه یا یک تاثیر این‌چنینی بذاره روی قصه. اما ما باید بشینیم و تماشا کنیم تا ببینیم کی میخواد این کار رو بکنه. یعنی آبان باهوش نیست؟ نیست؟ نیست؟ نیست؟ نیست. اولش میگن هست. نیست. نیست. نیست. تهش یهو بیهوش میشه و یه کاری خواهد کرد. مثل کاری که با راننده تاکسی کرد. یعنی به ظاهر انگار داشت راه میداد ولی سوییچ رو برد و بعد این اومد بهش. اثبات شد که ۱۳ آبان به ظاهر راه میده به مرد ها. آبان باهوشه و براشون نقشه داره. به نظرم آبان سریال خوبی نیست. نمیگم در رده بدترین آثار نمایش خانگیه ولی راحت در لیست نبینیم هاست. در لیست نبینیم های منه. حتی اگه اعلام بشه که پرفروش ترین محتوا در بستر دانلود قانونی هست در لیست ببینیم یا نبینیم های شماست. لطفا توی کامنت ها بنویسید. خیلی مخلصم در تماسیم.

سنتوری
خواندن

افزودن دیدگاه

هیج دیدگاهی ثبت نشده ;(