شب دهم

شب دهم

8.6/10
95نمره منتقدین
ژانر : سال انتشار : محصول :

جوان شرور و لاتی بنام حید خوش مرام عاشق دختر شاهزاده قاجاری می شود، او که از لوطی های تهران قدیم است می خواهد با این دختر قجری ازدواج کند، اما دختر قبول نمی کند، سرانجام به دلیل اصرارهای زیاد از جانب حیدر دختر با یک شرط قبول میکند، به این شرط که ده شب تعزیه اول محرم را برپا کند و ….

  • کیفیت Full HD
  • وضعیت پخش پایان یافته
  • شبکه شبکه ۳ سیما
  • سال های پخش 1381
  • زبان
  • مدت زمان 50 دقیقه
  • رده سنی مناسب برای بالا 15 سال

شب دهم مجموعۀ تلویزیونی ایرانی به کارگردانی حسن فتحی است که در سال ۱۳۸۰ ساخته و به مناسبت ماه محرم در نوروز سال ۱۳۸۱ از شبکۀ یک پخش شد. موسیقی این مجموعه ساخته فردین خلعتبری و خواننده تیتراژ آن علیرضا قربانی است.  حسین یاری، کتایون ریاحی، رؤیا تیموریان و ثریا قاسمی از بازیگران آن هستند. این مجموعه بارها از شبکه‌های مختلف سیما باز پخش شده‌است.

داستان شب‌دهم به کارگردانی حسن فتحی در اواخر حکومت رضاخان در تهران رخ می‌دهد. فردی به نام حیدر خوش‌مرام که از لات‌های تهران قدیم است، خواهان ازدواج با دختری از تبار قاجار می‌شود و آن دختر شرط ازدواج با حیدر را اجرای تعزیه در ده شب ماه محرم عنوان می‌کند، اتفاق‌هایی که در جریان تعزیه برای حیدر رخ می‌دهد شخصیت او را دگرگون می‌کند و او را تبدیل به انسانی پاک و با ایمان می‌کند. سریال شب دهم علاوه‌بر ارجاعات تاریخی و با اینکه برای ایام محرم ساخته شده بود، ولی از موقعیت‌های طنز متعددی نیز بهره می‌برد که در همان زمان مورد استقبال مردم قرار گرفت. از جمله این موقعیت‌ها سکانس معطل‌کردن ماموران نظمیه با دعوای ساختگی است.

فتحی برای پلات مرکزی سریال، موضوع محرم و تعزیه را در اواخر حکومت رضاشاه پهلوی انتخاب می‌کند. از طرفی او شخصیتی را از دل مردم در آن زمان برمی‌گزیند که مانند دیگران در حال گذران زندگی در شرایطی سخت است و با همه‌ی گاف‌هایش، بنا به نوع زیست مردم و تاثیر جغرافیا، فردی معتقد و با معرفت است. در سمت مقابل او خانواده‌ای از قاجارها حضور دارند که با روی کار آمدن پهلوی، شاید هم‌چنان ثروت و مال و منالی داشته باشند، اما گوشه‌نشین و منزوی هستند. این تضاد زمینه‌ساز مهم‌ترین وقایع سریال شب دهم است. حسین یاری، کتایون ریاحی و پرویز فلاحی‌پور بازیگران اصلی شب دهم به حساب می‌آیند.

سنتوری
خواندن

داستان

داستان در اواخر حکومت رضاشاه در تهران رخ می‌دهد. فردی به نام حیدر خوش‌مرام که از لات‌های تهران قدیم است، خواهان ازدواج با دختری از تبار قاجار می‌شود و آن دختر شرط ازدواج با حیدر را اجرای تعزیه در ده شب ماه محرم قید می‌کند، اتفاق‌هایی که در جریان تعزیه برای حیدر رخ می‌دهد شخصیت او را دگرگون می‌کند و انسانی پاک و با ایمان می‌شود. چون در زمان حکومت رضا شاه تعزیه قدغن بوده حیدر مجبور به اجرای تعزیه دور از چشم آژان‌ها می‌شود در این بین دوست حیدر به نام یاور به کمک او می‌آید و با کمک هم موفق به اجرای تعزیه در نه شب اول می‌شوند؛ از طرفی عمه شاهزاده قجری در پرونده‌ای جنایی دخیل می‌شود و در نتیجه پای یک سرگرد سنگدل تأمینات (اداره آگاهی قدیم) به ماجرا باز می‌شود. او قصد دارد حیدر را به‌قتل رسانده و به مراد دلش که ازدواج با آن شاهزاده قجری است برسد.

او برای این کار حاضر است هر مانعی را از سر راه خود بردارد او یاور را تهدید می‌کند که اگر به همکاری با حیدر ادامه دهی به زندان می‌روی و باید ازدواج با دختر مورد علاقه‌ات را فراموش کنی اما اگر در حین اجرای تعزیه حیدر را طوری به قتل برسانی کاری می‌کنم تا تو به زندان نروی و او را وادار به کشتن حیدر می‌کند یاور در این امر دو دل است و سرانجام شب دهم فرا می‌رسد و سرگرد که در میان تماشاچی‌های تعزیه است وقتی می‌بیند یاور تمایلی به کشتن حیدر ندارد به طرف او شلیک کرده و او را به قتل می‌رساند در همین حین مأموران نظمیه که از موضوع اطلاع پیدا کرده‌اند به محل تعزیه هجوم آورده و با مردم عزادار درگیر می‌شوند سرگرد برای این که کارش را تمام کند با حیدر درگیر شده و قصد شلیک به او را دارد که حیدر با شمشیر ضربه مهلکی به او وارد کرده و او را از پا درمی‌آورد اما در همین حین یکی از مأمورین نظمیه به طرف حیدر شلیک می‌کند او که در حال مرگ است برای آخرین بار شاهزاده قجر را می‌بیند و با او وداع می‌کند و حرف‌هایی می‌زند که از آن حیدر لات بعید است و فقط از دهان مؤمنی تمام عیار بیرون می‌آید و این گونه می‌شود که عاشق به معشوقش نمی‌رسد. در پایان حیدر دست در دست رفیقش یاور، جان به جان آفرین تسلیم کرد.

سنتوری
خواندن
دلیل بروزرسانی
14 قسمت بطور کامل قرار دارد
  • ۲۲ بهمن ۱۴۰۱
  • ۰
  • 96 بازدید
  • باکس دانلود
  • سریال های مشابه
  • عوامل و بازیگران
  • دیدگاه ها0

افزودن دیدگاه

هیج دیدگاهی ثبت نشده ;(