سال انتشار: 1378

میکس

میکس

چند روز بیشتر به شروع جشنواره نمانده و فیلمی که خسرو ساخته در مرحله صداگذاری دچار مشکل شده، فرسودگی دستگاه‌های فنی، قطع و وصل مدام برق، آماده نبودن موسیقی متن و خستگی عوامل فنی که به طور شبانه‌روزی مشغول به کار هستند باعث ایجاد فضایی پر تنش و عصبی کننده شده است. از سوی دیگر الزام حضور فیلم در جشنواره که شرط لازم برای نمایش عمومی آن در سال آینده است، باعث شده تهیه‌کننده هم لحظه به لحظه فشار بیشتری برای آماده شدن فیلم به خسرو وارد کند و…

  • ۲۷ اسفند ۱۴۰۳
  • ۱۴
  • 57 بازدید
ادامه مطلب / دانلود
اعتراض

اعتراض

امیرعلی که شریفه، نامزد برادرش رضا، را به دلیل رابطه نامشروعش با مردی به نام احمد به قتل رسانده، پس از دوازده سال از زندان آزاد می شود. پیش از آزادی، هم سلولی اش محسن دربندی، انگشتری به او می دهد و…

  • ۱۰ تیر ۱۴۰۳
  • ۰
  • 86 بازدید
ادامه مطلب / دانلود
شیرهای جوان

شیرهای جوان

صدرا فاطمی که دانشجوست، همراه تیم ملی کاراته ایران برای یک مسابقه جهانی به شهر کیف، مرکز اوکراین می رود. او پیش از مسافرت همراه خانواده اش به خانه نامزدش لیلا می رود. آقای خوشمرام، پدر لیلا عقیده دارد که برای شروع یک زندگی مشترک، داشتن پول و ثروت مهم است. صدرا به نامزدش می گوید که به زودی با پول فراوان به سراغ او خواهد آمد. او در سفر به اوکراین، با قهرمانان دیگر تکواندو، شاهین ملکی و حسین فلاح و دو همراه ایرانی دیگر همسفر می شود. وقتی تورج صفایی، قهرمان سابق تکواندو که مدتی است مقیم کیف است تصویر صدرا را در روزنامه های کیف می بیند تصمیم می گیرد او را ببیند. تورج، صدرا را به رستورانی می برد که گلی، زنی که مدت ها با او زندگی می کند، به عنوان پیشخدمت در آنجا کار می کند. او همچنین به صدرا، کوروش، یک ایرانی دیگر مقیم کیف را که او نیز پیش از این در ایران قهرمان تکواندو بوده معرفی می کند. تورج به صدرا می گوید که او در کار مسابقه های شرط بندی است و از صدرا دعوت به همکاری می کند. صدرا که می بایست با گروهش در مسابقه شرکت می کند، محل اقامت خود را ترک می کند و به نزد تورج می آید و در مسابقه های شرط بندی شرکت می کند. لیلا به محل اقامت تیم ایرانی تلفن می کند، حسین به او می گوید که صدرا از تیم ملی ایران جدا شده و برای کسب درآمد بیشتر در مسابقه های شرط بندی شرکت می کند …

  • ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۲
  • ۰
  • 159 بازدید
ادامه مطلب / دانلود
عشق شیشه‌ای

عشق شیشه‌ای

جلال، بازیگر نقش‌های فرعی سینما که در عشق هم شکست خورده، قصد خودکشی دارد. او که ساکن اتاق شماره ۲۱۲ در مسافرخانه «گل‌ها» است ابتدا تصمیم می‌گیرد با طناب خود را حلق آویز کند، اما موفق نمی‌شود و ناچار در پی استخدام یک آدمکش برمی آید. «حسن چاخان» بازیگر سینما، نشانی یک آدمکش معروف به نام «رعد» را به او می‌دهد. جلال در حالی که صورت خود را با ریش و سبیل گریم کرده با نام جعلی بهروز، «رعد» و همدست جوانش اصغر را ملاقات می‌کند و عکس واقعی خودش و نشانی مسافرخانه را به آنها می‌دهد و آنها در ازای گرفتن مبلغی پول به عنوان بیعانه قرار می‌گذارند صاحب عکس را که در واقع خود جلال است، بکشند. در شب موعود، جلال با دیدن دو آدمکش از مسافرخانه می‌گریزد و آنها او را تعقیب می‌کنند. در همین گیرودار، جلال پیرمردی را که دچار بیماری قلبی است و به دلیل تصادف با اتومبیل در کنار خیابان افتاده، می‌بیند که دختر جوانی به نام شیرین نیز همراه اوست. جلال با دیدن دختر به یاد عشق قدیمی اش مینا می‌افتد و در حالی که آدمکش‌ها همچنان در تعقیب جلال هستند، او همراه با دختر پیرمرد را به خانه شان می‌رساند. آشنایی با شیرین باعث می‌شود جلال به زندگی امیدوار شود. او به آدمکش‌ها تلفن می‌کند و از آنها می‌خواهد نقشه کشتن او را به تعویق بیندازند. جلال که خود را یک بازیگر مشهور معرفی می‌کند، به شیرین پیشنهاد ازدواج می‌دهد، ولی شیرین به او می‌گوید که نامزد دارد. جلال که باز هم خود را سرخورده می‌بیند، یک بار دیگر تلفنی از آدمکش‌ها می‌خواهد نقشه را عملی کنند. مدتی بعد شیرین نزد جلال می‌آید و می‌گوید که به او دروغ گفته و در واقع نامزدی داشته که بعدها او را ترک کرده و حالا نسبت به مردها بدبین شده‌است. جلال شیرین را مطمئن می‌سازد که او را هیچگاه ترک نخواهد کرد. او که بار دیگر به زندگی امیدوار شده، با همان چهره گریم شده قبلی آدمکش‌ها را ملاقات می‌کند و از آنها می‌خواهد قرارداد را فسخ کنند، ولی با دیدن شیرین در خانه رعد متوجه می‌شود که شیرین در واقع خواهر رعد است. جلال ریش و سبیل قلابی خود را از صورتش پاک می‌کند و چهره واقعی خودش را نشان می‌دهد. شیرین به جلال می‌گوید که برادرش هیچگاه آدمکش نبوده و سال‌ها پیش راننده کامیون بوده و اکنون موقعیت مالی بدی دارد. «حسن چاخان» و دوستش عباس که دستیار کارگردان است به جمع آنها می‌پیوندند و عباس به جلال می‌گوید که یک نقش خوب برای او پیدا کرده‌است؛ نقش مردی که با دختر دلخواهش ازدواج می‌کند و همسر او هم کسی نیست جز شیرین. صحنه عروسی با شرکت جلال و شیرین فیلمبرداری می‌شود و کارگردان اظهار رضایت می‌کند.

  • ۱۰ اسفند ۱۴۰۱
  • ۰
  • 93 بازدید
ادامه مطلب / دانلود
قرمز

قرمز دانلود قانونی

هستی، زنی است که از همسر درگذشته خود دختری به نام طلا دارد، و با جوانی متمول به نام ناصر ملک ازدواج کرده‌است. همسر جدید او دچار بیماری سوءظن یا اختلال شخصیت پارانوئید است و مدام او را کتک می‌زند. هستی پس از مراجعه به عمویش، به درخواست قاضی دادگاه و به منظور ایجاد آرامش در محیط خانه، تصمیم می‌گیرد از شغل مورد علاقه اش (پرستاری) دست بکشد. اما باز هم مشکلات آنها حل نمی‌شود. ناصر حتی تحمل نمی‌کند که هستی را در حال صحبت با تلفن، یا در خیابان در حال خرید ببیند و به ضرب و شتم او می‌پردازد. هستی که دیگر طاقت تحمل ندارد، از دادگاه درخواست طلاق می‌کند و قاضی به رغم اظهار عشق ناصر از او می‌خواهد به پزشکی قانونی برود تا وضعیت روانی اش مورد بررسی قرار گیرد. هستی بار دیگر سر کار خود برمی‌گردد، اما در می‌یابد ناصر، طلا دختر هستی را برداشته و به خانه پدری خود برده‌است و اکنون از او می‌خواهد برای صرف شام به آنجا برود. هستی به همراه یک زوج خبرنگار که در رفت و آمدهایش به دادگاه با آنها آشنا شده بود به محل خانه پدری همسرش می‌رود. غافل از اینکه ناصر و خواهرش در کمین او نشسته‌اند...

  • ۱۷ دی ۱۴۰۱
  • ۰
  • 124 بازدید
ادامه مطلب / دانلود