سال انتشار: ۱۳۸۱
- میانگین رای نفر
- کیفیتFULL HD
- ژانر
- سال انتشار
- محصول
- زبان
- مدت زمان۹۹ دقیقه
دنیا زنی ثروتمند است که پس از مرگ سه همسرش دچار افسردگی شده و برای مداوا نزد روان پزشک میرود. دکتر از او میخواهد زندگی اش را شرح دهد و دنیا از ازدواج اولش با فرزاد میگوید: آن دو که در یک دانشگاه تحصیل میکنند، بر اثر یک سوء تفاهم اخراج میشوند. فرزاد که به نیت دنیا برگه قرعه کشی بهزیستی خریده جایزه بزرگ را میبرد و این را به حساب خوش قدمی دنیا میگذارد و با او ازدواج میکند. فرزاد وارد تجارت لباس میشود، فروشگاه زنجیرهای تأسیس میکند و جزو سرمایه داران بزرگ میشود، اما بر اثر یک اتفاق میمیرد. دلالها که پی به ثروت دنیا بردهاند، باعث آشنایی او با جمال میشوند که رئیس کارخانه تولید شیر است. این آشنایی باعث ازدواج آنها میشود
- میانگین رای نفر
- کیفیتFull HD
- ژانر
- سال انتشار
- محصول
- زبان
- مدت زمان۹۰ دقیقه
یلدا با روزبه، جانباز جنگ، ازدواج کرده اما بیماری روزبه به شدت گرفته و او را در یک آسایشگاه برای مراقبت و درمان بستری میکنند. یلدا اگرچه علاقه زیادی به روزبه دارد اما در مورد رابطه اش دچار تردید شدهاست. روزبه که در دادگستری کار میکند، پیگیر پروندههای مفاسد اقتصادی ست. مستوفی، عموی یلدا، در سالهای پس از جنگ از طریق اعمال خلاف و رباخواری و قاچاق و اختلاس ثروت؛ و نفوذ زیادی به دست آوردهاست پسرخوانده مستوفی دلباخته یلداست و قصد دارد با استفاده از نفوذ پدرش با یلدا ازدواج کند. مستوفی نیز سعی دارد با استفاده از وضعیت به هم ریخته روحی یلدا و بیماری روزبه، باعث جدایی آنها شود. از سوی دیگر چشم به ثروت پدر یلدا دارد و با مسموم کردن او یلدا را برای مداوای پدرش در شرایط سختی قرار میدهد. مستوفی که در اجرای نقشههایش قدم به قدم پیش آمده، در مرحله آخر فراست را وارد بازی میکند که رئیس شعبه حقوقی و املاک بانکی است که اموال و داراییهای پدر یلدا در آن قرار دارد. فراست هم دلباختهٔ یلدا میشود و مستوفی برای اینکه از شر روزبه خلاص شود او را رو در روی فراست قرار میدهد که زمانی استاد روزبه بوده. روزبه که پی به واقعیت ماجرا میبرد مصمم میشود حق یلدا و پدرش را بگیرد. یلدا هم که برای مداوای پدرش در آستانه تن دادن به، خواستههای مستوفی و فراست است. نهایتاً به سوی روزبه متمایل میشودو ادمهاي فراست به دستور او روزبه را با چوب به سرش ميزنند و تركش در سر روزبه جابه جا ميشود و نهايتا منجر به معلوليت روزبه ميشود و او دوباره بستری میشود. و يلدا با فراست به اسايشگاه میرود. پس از خروج فراست از اتاق اسايشگاه اعصاب و روان صدای شلیک گلوله و انفجار به گوش میرسد.



