سال انتشار: ۱۳۸۰

قارچ سمی

قارچ سمی

قارچ سمی بازگوکنندهٔ حال و هوای آدم‌هایی است که از دل سال‌های جنگ می‌آیند اما در فضای سال ۱۳۸۰ تنفس می‌کنند و عده ای می‌خواهند از مقام و منصب شان بنفع خود بهره برده و افراد با وجدانی می‌خواهند کمی جلوی سوء استفاده آنها را بگیرند. مهندس دومان قائمی مدیرعامل یک شرکت موفق ساختمانی است. او همچنان خود را معتقد به باورهای سال‌های گذشته دوران جنگ می‌داند. اما زندگی مهندس دومان بستر حوادثی است. در این میان یک دیدار غیرمنتظره و یک تصادف او را به وادی جدیدی می‌کشاند. تصادف با «بیتا» و دیداری غیرمنتظره با «سلیمان» همرزم سال‌های دفاع مقدس که اکنون در کنج آسایشگاه جانبازان روزگار می‌گذراند. سلیمان، با حضور خود در زندگی دومان اهمیت قرار گرفتن در مسیر آن ارزش‌ها را پررنگ تر می‌کند. بیتا دختری جوان که علاقه چندانی به نامزدش ندارد و دومان را همچون مرد آرمانی و افسانه‌ای به عنوان تکه گم شده‌ای از خود می‌پندارد. مهندس قائمی که دیگر حاضر به تن دادن به شرایط روز نیست با هیئت مدیره و سهامداران شرکت درگیر می‌شود و آن‌ها زندگی خصوصی دومان و همسرش آلما را متلاشی می‌کنند و با پرونده سازی، او را به زندان می‌فرستند. در زندان توسط هم سلولی‌هایش معتاد می‌شود و وضع جسمی و روحی بدی پیدا می‌کند، در حالی که دشمنان او در شرکت، همچنان آزادانه به عوام فریبی مشغولند. پس از آزادی از زندان، بیتا از دومان تقاضا می‌کند در مراسم عقد او و نامزدش به عنوان شاهد حضور داشته باشد. دومان می‌پذیرد، اما سراغ سلیمان می‌رود و از او می‌خواهد وی را در نابودی کسانی که برای او پرونده‌سازی کرده‌اند، یاری کنند. دومان و سلیمان دو تن از مدیران و سهامداران اصلی شرکت را در یک درگیری می‌کشند و خود نیز کشته می‌شوند.

  • ۱۷ آبان ۱۴۰۴
  • ۲۴
  • 60 بازدید
ادامه مطلب / دانلود
نان، عشق و موتور ۱۰۰۰

نان، عشق و موتور ۱۰۰۰

یارولی (اکبر عبدی) عموی باران (بهاره رهنما) که تنها نگهدارنده وی و قیم او نیز بشمار می آید، پس از تعلل باران در مورد ازدواج، او را موظف به تصمیم گیری و انتخاب همسر در مدتی معین می کند. باران که در مدت تعیین شده موفق به انتخاب همسر نشده است مورد توجه و علاقه برزو جوان تعمیرکار (سروش صحت) قرار می گیرد و…

  • ۱۷ آبان ۱۴۰۴
  • ۳
  • 63 بازدید
ادامه مطلب / دانلود
سایه‌روشن

سایه‌روشن

در سواحل بندر انزلی، جسد زن مسنی پیدا می شود. کارآگاه علوی عکسی از جسد پیدا می کند که شماره تلفن خودش و کافه ی مهتاب پاتوق همیشگی او پشت آن نوشته شده است. با پیگیری مشخص می شود که نام مقتول پری بوده که برای دربندی، رئیس باند خلافکار شهر کار می کرده. همچنین علوی در می یابد که نام اصلی مقتول ژانت بوده و چون قصد افشای باند دربندی را داشته به قتل رسیده است. در همین اثناء، همسر علوی که سال ها پیش فوت کرده به سراغ او می آید. هرچند در ابتدا حضور او غیر باور است اما…

دانلود با کفیت 480 موجود است

  • ۲۷ اسفند ۱۴۰۳
  • ۰
  • 48 بازدید
ادامه مطلب / دانلود
خانه‌ای روی آب

خانه‌ای روی آب

دکتر سپیدبخت شبی موقع رانندگی فرشته ای را زیر می گیرد و دستش با لمس انگشتان فرشته زخمی عمیق برمی دارد. فردا وقتی دکتر به بیمارستان می رود، مسؤول بخش به او می گوید پسربچه ای حافظ قرآن را که بیهوش شده، اشتباهاً به بخش درمانی دکتر (زنان و زایمان) منتقل کرده اند. دکتر در بیمارستان با یکی از همکاران قدیمی اش که سابقاً میان آنها رابطه و علاقه ای بوده برخورد می کند و…

دانلود با 2 کفیت عالی و خوب موجود است

  • ۲۷ اسفند ۱۴۰۳
  • ۰
  • 50 بازدید
ادامه مطلب / دانلود
نگین

نگین

آذر در زندان مطلع می‌شود که دختر نوجوانش نگین از خانه فرار کرده است. او از یکی از دوستانش بنام ندا که قبلاً هم بندش بوده تقاضای کمک می‌کند تا دخترش را پیدا کند و او را به خانه برگرداند. آذر برای نجات دخترش از زندان فرار می‌کند و با کمک ندا به دنبال نگین می‌رود. اما اثری از او نمی‌یابد سرانجام به وسیله نشانه‌ای که به خانه‌های فساد می‌رسد درمی‌یابد که نگین به همراه چند دختر دیگر به شیخ‌نشین‌های خلیج فارس فروخته شده‌اند و قرار است به زودی به آنجا فرستاده شوند. آذر و ندا به موقع به فرودگاه می‌رسند. ولی با چند مرد عرب که محافظان دختران هستند روبرو می‌شوند. آذر یکی از مردها را با استفاده از اسلحه‌اش به قتل می‌رساند و همزمان پلیس، آذر را هدف گلوله قرار می‌دهد.

  • ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲
  • ۰
  • 147 بازدید
ادامه مطلب / دانلود
عزیزم من کوک نیستم

عزیزم من کوک نیستم

حمید افشاری منشی دادگستری که به پسرش قول داده کامپیوتر مدل بالایی را برای او خریداری کند، برای بدست آوردن پول به کاری ماجراجویانه دست می زند. یکی از افرادی که هم اکنون پرونده اش در دادگاه او بررسی می شود مرد ثروتمندی است که…

  • ۱۰ اسفند ۱۴۰۱
  • ۰
  • 97 بازدید
ادامه مطلب / دانلود
آب و آتش

آب و آتش

علی مشرقی (پرویز پرستویی) نویسنده، پس از جر و بحثی شدید با همسرش ،مهرانگیز، شبانه از خانه خارج می‌شود و با اتومبیلش بی‌هدف در خیابان‌ها پرسه می‌زند و اتفاقی با زنی خیابانی به نام مریم شکوهی (لیلا حاتمی) آشنا می‌شود و برای حمایت از او در برابر مردانی که به دنبالش هستند، همراهی‌اش می‌کند. مریم او را به آپارتمانش می‌برد تا دفتر شعرهایش را نشان دهد. علی با ورود مردی به نام مجید شهلا (آتیلا پسیانی) -صاحب یک بوتیک که خود را مالک مریم می‌داند- به ساختمان، در اتاقی پنهان می‌شود و صبح روز بعد در بازگشت به خانه با جسد همسرش روبه رو می‌شود که به شکل مرموزی به قتل رسیده‌است. تمامی شواهد دال بر قتل زن توسط اوست، اما علی به قاضی دادگاه (عبدالله اسفندیاری) می‌گوید که شب حادثه را در خانهٔ زنی به سر کرد است. قاضی به او مهلت می‌دهد تا آن زن را به عنوان شاهد به دادگاه بیاورد. وقتی علی برای گفتن ماجرای قتل همسرش و لزوم حضور مریم در دادگاه به آپارتمان او می‌رود، با مجید روبه رو می‌شود. مریم در حضور مجید، آشنایی با علی را انکار می‌کند، اما در ملاقاتی دیگر با علی به او می‌گوید به رغم تمایلش برای کمک به او، به این دلیل که شناسنامه اش دست مجید است، قادر به ادای شهادت در دادگاه نیست. هر چه زمان می‌گذرد، احساس درماندگی علی بیشتر می‌شود. حالا دیگر تنها چیزی که برای او اهمیت دارد شناخت مریم است. علی مدتی بعد در می‌یابد مریم فرزندی به نام بهار (روژانو نصیرزاده) از مجید دارد و دوست صمیمی‌اش سیما (بهناز جعفری)-که مدت‌ها قبل، نیمی از صورتش سوخته- از این بچه نگهداری می‌کند. علی با سیمین درخشان (فریماه فرجامی) -مادر مریم- نیز ملاقات می‌کند در حین این ملاقات مادر مریم حقایق تلخی را از کودکی مریم برای علی بازگو می‌کند؛ مبنی بر اینکه وی در کودکی مورد آزار و اذیت جنسی پدر خود واقع شده و همین موضوع، باعث انحراف اخلاقی وی در دوران بزرگسالی و بیماری روانی مادرش شده‌است. مریم که آن روز برای سرکشی و دادن داروهای مادرش به خانهٔ او آمده، از دیدن علی در آنجا ناراحت می‌شود و در تلاش برای فرار از علی، تصادف می‌کند. علی او را در اتومبیل خود می‌گذارد و می‌خواهد به بیمارستان برساند، اما مریم مخالفت می‌کند. از طرفی، مجید در پی مریم به آپارتمان سیما می‌رود و با کتک او را مجبور می‌کند به مریم تلفن کرده و به بهانهٔ خودکشی، به آپارتمان بکشاندش. وقتی مریم و علی سراسیمه به آپارتمان سیما می‌آیند، با مجید روبه‌رو می‌شوند. به درخواست مجید، علی بیرون از آپارتمان منتظر می‌ماند و لحظاتی بعد، مریم زیر مشت و لگدهای مجید جان می‌سپارد. علی که خاطراتش را بازگو می‌کند، می‌گوید که پس از حادثهٔ مرگ مریم، قاتل همسرش نیز که یک سارق جواهرات بوده پیدا می‌شود و حالا بهار کوچک برای او یاد مادرش را زنده می‌کند.

  • ۱۰ اسفند ۱۴۰۱
  • ۰
  • 89 بازدید
ادامه مطلب / دانلود