- میانگین رای نفر
- کیفیتFULL HD
- ژانر
- سال انتشار
- وضعیت پخشپایان یافته
- محصول
- زبان
- مدت زمان۴۵–۶۰ دقیقه
18 قسمت بصورت کامل قرار دارد
برای ویرایش این پیام به پنل تنظیمات قالب > تب اعلانات و اعلان بالای هدر بروید.
برای ویرایش این پیام به پنل تنظیمات قالب > تب اعلانات و اعلان ساده بروید.
18 قسمت بصورت کامل قرار دارد
فصل اول سرگرد احمدی معاون دایره پیشگیری و مبارزه با جرایم رایانه ای پلیس است که همراه با دستیاران خود درگیر پرونده پیچیده یک خرابکار و نابغه رایانه و الکترونیک، «جمشید کاظمی» با نام تقلبی «کامران بوریایی» شده است. فصل دوم داستان از جایی آغاز میشود که جمشید کاظمی (کیکاووس یاکیده) ملقب به هوش سیاه پس از دستگیری و زندانی شدن در پایان سری اول، تصمیم به فرار از زندان میگیرد. او که یک نابغه رایانه و متخصص در انجام جرائم اینترنتی است، از این توانایی خود در امور غیرقانونی و خلاف بهره میگیرد. با گریز هوش سیاه از زندان، سرگرد احمدی (حسین یاری) برای دستگیری مجدد او وارد عمل میشود و…
2 فصل بصورت کامل قرار دارد
زنی(سیما) پس از یک سانحه قدرت بویایی عجیبی پیدا میکند و حس بویایی او به گونه ای تقویت میشود که قادر به رهگیری مواد مخدر است. او و شوهرش(ایرج) با این کار از مردم پول می گیرند و...
10 قسمت بصورت کامل قرار دارد
مالکی از مدیران شرکتی موفق است که توسط ابراهیم ریزآبادی اداره می شود. ریزآبادی، مالکی را مامور می کند تا برای قرارداد مهم نفتی با نروژی ها وارد مذاکره شود. نروژی ها بعد از عقد قرارداد می خواهند مبلغ قرارداد که چندین میلیون دلار است را به حساب شرکت واریز کنند ولی ...
15 قسمت بصورت کامل قرار دارد
آقای طهماسب تازگی به خانه جدید نقل مکان کرده و در همسایگی منزل جدیدش یک سالن عروسی قرار دارد . شخصیت های عروسکی جدیدی که اکثر آنها کارکنان این سالن عروسی هستند به زندگی او اضافه شده و اتفاق های متفاوت و جذابی را رقم میزنند
بزرگترین کشف بشریت در راه است!
1 فصل بطور کامل قرار دارد
وزارت فرهنگ و هنر در سال ۱۳۱۰ تصمیم به تشکیل کانون بانوان گرفته تا با تشکلهای مشابه رقابت و سپس آنها را حذف کند. میرزا محمود زنبورکچی کارمند عالیرتبه اداره سجل احوال، دعوت میشود تا در کنار دلبرجان تاجرباشی مسئولیت انتخاب اعضا و سپس فعالیت کانون را بر عهده بگیرد و...
فصل 1 قسمت 20 اضافه شد
البرز شیمیدان ساکن آلمان است. پدرش خسرو و مادرش خورشید در ایران زندگی میکنند. البرز با دختری به نام سارا که در ایران زندگی میکند و برای درمان بیماری پدرش به آلمان آمده، آشنا میشود و با او نامزد میکند. او قرار است در ترکیه با سارا ازدواج کند. همهچیز برای یک مراسم به یادماندنی مهیا است که خبر میرسد پدرش به کما رفتهاست. البرز با گذشتهای مبهم، از بازگشت به ایران هراس دارد اما برای آخرین ملاقات با پدر، راهی جز بازگشت به ایران ندارد، ولی بنابر مشکلاتی او مجبور است که به صورت قاچاقی به ایران بیاید. با وجود اصرار فراوان مادر البرز برای بازنگشتن او به ایران، البرز تصمیم خود را گرفتهاست. وقتی او بازمیگردد هیچکس او را نمیشناسد و او را فرهاد بابایی خطاب میکنند و کسی جز قاچاقچی او را به خاطر ندارد …
2 فصل بطور کامل قرار دارد