یادگار جنوب دانلود قانونی
- میانگین رای نفر
- کیفیتFULL HD
- ژانر
- سال انتشار
- محصول
- زبان
- مدت زمان۹۶ دقیقه
داستان فیلم دربارهٔ عشق یک دختر و پسر و ازدواج آنها در حالی که دختر در کما است و ازدواج آنها باعث میشود شرایط پیچیدهای رخ دهد.
برای ویرایش این پیام به پنل تنظیمات قالب > تب اعلانات و اعلان بالای هدر بروید.
برای ویرایش این پیام به پنل تنظیمات قالب > تب اعلانات و اعلان ساده بروید.
داستان فیلم دربارهٔ عشق یک دختر و پسر و ازدواج آنها در حالی که دختر در کما است و ازدواج آنها باعث میشود شرایط پیچیدهای رخ دهد.
فیلم بی بدن به یک پرونده معروف جنایی دهه 90 اشاره دارد. پرونده قتل غزاله شکور به دست آرمان عبدالعالی که چندین بار تا مرحله اجرای حکم رفت و برگشت. سارا مقدم پس از گم شدن دخترش ارغوان، به دادسرا مراجعه می کند. موبایل ارغوان ردیابی می شود تا آخرین فردی که او را دیده مشخص شود. یافته ها از وقوع اتفاقاتی هولناک پرده بر می دارد.
در روستایی پیش از انقلاب فردی خانزاده با نام امیر به عنوان قاضی محلی در روستا فعالیت میکند و به خاطر سابقه خوبی که داشته، مردم به او اعتماد کامل دارند و بخش مهمی از کارهای روستا را به امیر سپردهاند. حال پس از سالها یکی از اهالی روستا با نام لی لی که از روستا به خاطر تهمت مردم به فاحشه بودن رفته، به عنوان اشرافزاده به روستا برمیگردد و به مردم وعده میدهد که در صورت کشتن امیر، پول زیادی به آنها خواهد داد…
علی (صابر ابر) به نامزدش، مهتاب (پگاه آهنگرانی) به دروغ گفتهاست که همه اعضای خانوادهاش را در یک تصادف رانندگی از دست دادهاست. اما یک شب تصمیم میگیرد که واقعیات زندگیاش را برای مهتاب بازگو کند. علی، مهتاب را به منزل خانوادگیشان در بیرون از تهران میبرد؛ خانهای که مادرش در آنجا زندگی میکند و در شب ورود آنها همه اعضای خانواده برای مهمانی خداحافظی برادر زادهٔ علی در آنجا حاضر شدهاند. بازگشت ناگهانی علی به خانه به درگیریهایهای لفظی شدید بین او و برادر و خواهرش میانجامد. مهتاب در بین پرخاشها در میابد که علی در پی اعتیاد، سه سال ناپدید شده بوده و جستجوهای خانواده برای یافتن او بینتیجه بودهاست. اما مادرش از بازگشت علی ، شادمان می شود. تندیهای اعضای خانواده موجب میشود علی در پی ترک خانه برآید ولی مهتاب میخواهد بماند و بفهمد که دلیل ناراحتی شدید برادر و خواهر از بازگشت علی چیست…
مردی (با بازی حامد بهداد) که از همسرش جدا شده بیماری لاعلاجی دارد. همسر سابق مرد (با بازی نیکی کریمی) به سراغ او می رود تا ماجرایی را برای او فاش کند. شوهر زن (با بازی پارسا پیروزفر) به دلیل حمل مواد مخدر محکوم به اعدام شده و زن از شوهر سابقش می خواهد او را نجات بدهد. مرد در مسیری طولانی و سخت تصمیم می گیرد با گرفتن تعهد از زن برای نگهداری از دو فرزندش جرم را گردن بگیرد و به زندان می رود تا در انتظار مرگ بماند…
فیلم داستان خانوادهای است متشکل از مادر (فاطمه معتمدآریا) و دو فرزندش، احسان (صابر ابر) و یلدا (نگار جواهریان) که در آرزوی دستیابی به رویاهای خود هستند و امیدوارانه تحولی را انتظار میکشند. یلدا معلول است و تمام دغدغه مادر تأمین آینده اوست. ورود رضا دوست احسان با بازی (پارسا پیروزفر) زندگی آنان را دستخوش تغییراتی میکند.
داستان این فیلم دربارهٔ یک مجرم زندانی است که به مدت ۲۴ ساعت از زندان مرخصی گرفته و در این مدت میکوشد به زعم خود، اسباب سوء استفاده از گروهی از مردم را فراهم آورد.
این فیلم ترکیب چهار داستان است که به طور موازی با هم روایت میشوند. تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه که از دسیسههای اندرونی دربار و بی وفایی شوهرش به تنگ آمده، خاطراتش را برای پسرخاله و معلمش سلیمان بازگو میکند. در حالی که سلیمان مدام از گفتن آنچه در دل دارد طفره میرود. فوژان رهایی طراح لباس است قرار است با پسرعمهاش فرزان ازدواج کند اما پس از آشنایی با بابک زندگی اش تغییر میکند. مرجان با وجود شکست در ازدواج اولش با فرهاد و بیماری مادرش تلاش میکند دوباره روی پاهای خود بایستد و با توسل به عشق همسر دومش، فرخ، که اکثر اوقات در سفر است، زندگی اش را از نو بسازد. سیاوش کسرایی نقاشی است که زندگی آرامی را در کنار همسرش بهار دارد تا آنکه مرگ بهار آرامش او را در هم میریزد. او افسرده میشود و یک شب پیکر بیهوش دختری را در خیابان پیدا میکند. حال جسمی دختر بهتر میشود اما حتی نام خود را به یاد نمیآورد. فوژان در روز عروسی اش با بابک برآشفته میشود و از آرایشگاه میگریزد. در همان روز صدای زنگ تلفن همراه در دربار قاجاری صحنه فیلمبرداری را به هم میزند و در مییابیم آنچه از زندگی تاج السلطنه دیدهایم، فیلم بوده است. تلفن همراه حورا شیوا (بازیگر نقش تاج السلطنه) دوباره زنگ میزند و به او خبر میرسد که برای پسرش در مدرسه اتفاقی افتاده و او را به بیمارستان بردهاند. سیاوش همچنان از دختر مراقبت میکند و حضور این مهمان ناخوانده دوباره زندگی را به خانه او بازمیگرداند. دختر کمکمدل بسته سیاوش میشود و یک شب اعتراف میکند که نامش رعناست. او در این این مدت دروغ میگفته، با دوست جوانش از خانه فرار کرده بود و حافظه اش ایرادی ندارد. حورا به دنبال همسرش میگردد و او را نمییابد. خود را به بیمارستان میرساند و محمدرضا فروتن بازیگر نقش سلیمان به کمک او میآید…
کامران جوان ایرانی که در دبی رستوران دارد طی یک تصادف با دختر زیبا و ثروتمندی به نام نگار آشنا میشود. کامران و نگار به سرعت عاشق یکدیگر میشوند و با هم ازدواج میکنند. اما پس از ازدواج کمکم بدخلقیها و ناسازگاریهای کامران شروع میشود. نگار که از رفتارهای کامران کلافه و دلسرد شدهاست به تدریج به نیما (دوست صمیمی کامران) که زیبا وجذاب است نزدیک میشود و احساسی بین آنها شکل میگیرد. اما کامران و نیما هدف دیگری از قبل داشته اند و این بار اول نیست.